ایران بسیجی

عوامل‌ معنوی‌ پیروزی‌ بسیجیان‌ در دفاع‌ مقدس‌

خداوند متعال،در جنگ‌ بدر خطاب‌ به‌ رزمندگان‌ مسلمان‌ که‌ تعدادشان‌ ثلث‌ نیروهای‌ دشمن‌ بود،فرمود:"آری‌ اگر صبر کنید و پرهیزگاری‌ نمایید،و با همین‌ جوش‌ بر دشمنان‌ بتازند، همان‌گاه‌ پروردگارتان‌ شما را با پنج‌هزار فرشته‌ نشانه‌دار یاری‌ خواهد کرد."بنابراین‌ می‌توان‌ گفت:میدان‌ جنگ، عقبه‌ای‌ بس‌ بلند و ناهموار است‌ که‌ تنها مقاومت‌پیشگان‌ و صبوران‌ مؤ‌من‌ می‌توانند آن‌ را پشت‌ سر بگذارند و به‌ زمین‌ هموار فتح‌ و پیروزی‌ گام‌ نهند.از ارزش‌های‌ مهمی‌ که‌ در دفاع‌ مقدس‌ تجلی‌ یافت، همین‌ صبر و استقامت‌ بود. رزمندگان‌ اسلام‌ در طول‌ هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدس، مقاومت‌ و ایستادگی‌ کم‌نظیری‌ از خود نشان‌ دادند.خداوند متعال‌ نیز آنان‌ را به‌ پاس‌ پایداری‌ و استقامت‌ در برابر دشمنِ‌ مجهز به‌ انواع‌ سلاح‌های‌ پیشرفته، یاری‌ و پیروز کرد.صحنه‌های‌ زیبا و پرشور صبر و استقامت‌ آن‌چنان‌ در دفاع‌ مقدس‌ فراوان‌ است‌ که‌ در یک‌ کتاب‌ و چند کتاب‌ نمی‌گنجد.حضرت‌ امام،مقاومت‌ جوانان‌ برومند میهن‌ اسلامی‌ را در دفاع‌ مقدس، از علل‌ پیروزی‌ برمی‌شمارد و موفقیت‌های‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را در عرصه‌های‌ سیاسی، رهین‌ همت‌ مردم‌ و استقامت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ می‌داند.ایشان‌ در این‌ زمینه‌ فرمود:"امروز ارتش‌ ما، سپاهان‌ ما، بسیج‌ ما، و عشایر ما و ملت‌ ما، چه‌ در جبهه‌ و چه‌ در خارج‌ جبهه‌ فعالند...و در مقابل‌ همه‌ ناگواری‌ها ایستاده‌اند، و جنگ‌ را برای‌ خودشان‌ گوارا می‌دانند.""شما ببینید امروز این‌ سپاه‌ پاسداران، این‌ ارتش، این‌ نظامی‌ها، این‌ بسیج، این‌ ملت‌ در آن‌ هوای‌ گرم‌ 60 - 70 درجه‌ خوزستان‌ و در آن‌ بیابان‌ها که‌ انسان‌ اگر برود خفه‌ می‌شود،این‌ جوان‌های‌ عزیز ما به‌ مدد الهی‌ در آن‌جا دارند، زحمت‌ می‌کشند، آخ‌ هم‌ نمی‌گویند! یک‌ کدام‌ شکایت‌ نمی‌کنند! من‌ تاکنون‌ که‌ این‌جا نشسته‌ام‌ ،یکی‌ که‌ شکایت‌ بکند از این‌ که‌ ما در جنگ‌ - مثلاً‌ - نرویم، چطور شد، من‌ ندیده‌ام‌ همچو چیزی، لکن‌ هر روز می‌آیند با چهره‌ گشاده، هر روز می‌آیند و تقاضا می‌کنند که‌ ما برویم‌ شهید بشویم."مقام‌ معظم‌ رهبری‌ نیز در دیدار با مجروحان‌ عملیات‌ والفجر 2 و 3 در بیمارستان‌ قائم‌شهر مشهد، فرموده‌ است:"عزیران‌ ما به‌ جبهه‌ می‌روند و با تلاش، صبر و مقاومت، دشمن‌ را... متوقف‌ )می‌کنند( و یا عقب‌ می‌رانند و این‌ شریف‌ترین‌ و عزیزترین‌ و پرشکوه‌ترین‌ کاری‌ است‌ که‌ در این‌ زمان‌ می‌توان‌ کرد."هم‌ ایشان، مقاومت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ را در برابر انواع‌ سلاح‌های‌ مخرب، مرهون‌ قدرت‌ و قوت‌ ایمان‌ آنان‌ می‌داند:"نیروی‌ رزمنده‌ اسلامی‌ به‌ فضل‌ الهی‌ در مقابل‌ انواع‌ و اقسام‌ سلاح‌ها مقاومت‌ کرده‌اند و در مقابل‌ این‌ سلاح‌ هم)سلاح‌ شیمیایی( مقاومت‌ می‌کنند و هیچ‌ سلاحی‌ در مقابل‌ اراده‌ و نیروی‌ اسلامی‌ و قدرت‌ ایمانی‌ که‌ در یک‌ عده‌ مردم‌ مؤ‌من‌ وجود دارد، قابل‌ مقابله‌ نیست."حضرت‌ آیة‌اللَّه‌ خامنه‌ای، پیام‌ استقامت‌ و مقاومت‌ رزمندگان‌ را برای‌ ملت‌ قهرمان‌ ایران‌ این‌گونه‌ بازگو می‌نماید: "برادران‌ ما در جبهه‌ها می‌گفتند، به‌ ملت‌ ایران‌ سلام‌ برسانید و بگویید که‌ ما برای‌ حفظ‌ مرزهای‌ کشور و مرزهای‌ انقلاب‌ تا آخرین‌ قطره‌ خونمان‌ ایستاده‌ایم. برادری‌ که‌ سنین‌ جوانی‌ را هم‌ پشت‌سر گذاشته‌ بود، اما مانند جوانان‌ مقاومت‌ می‌کرد و آماده‌ جانبازی‌ بود، می‌گفت‌ به‌ امام‌ امت‌ سلام‌ برسانید و بگویید که‌ از ناحیه‌ ما نگران‌ نباشند. ما تنها در فکر مقابله‌ و مبارزه‌ با متجاوزان‌ به‌ کشور و به‌ انقلابمان‌ هستیم."
دلاوری‌
مهم‌ترین‌ عرصه‌ای‌ که‌ آدمیان‌ به‌ عیار شجاعت‌ و دلاوری‌ محک‌ زده‌ می‌شوند، عرصه‌ جهاد و دفاع‌ است.جنگ، آزمونی‌ است‌ که‌ تنها دلیران‌ و شجاعان‌ از آن‌ سرافراز بیرون‌ می‌آیند. از اوصافی‌ که‌ قرآن‌ کریم، مجاهدان‌ و رزمندگان‌ صدر اسلام‌ را بدان‌ می‌ستاید، شجاعت‌ و دلاوری‌ است.خداوند متعال‌ در وصف‌ کسانی‌ که‌ با وجود زخم‌ برداشتن‌ در جنگ‌ احد، دعوت‌ پیامبر)ص( را در غزوه‌ حمرأالاسد برای‌ تعقیب‌ دشمن‌ اجابت‌ کردند، می‌فرماید:"همان‌ کسانی‌ که)برخی‌ از( مردم‌ به‌ ایشان‌ گفتند:مردمان‌ برای)جنگ‌ با( شما گرد آمده‌اند؛ پس، از آن‌ بترسید)ولی‌ این‌ سخن‌ (بر ایمان‌شان‌ افزود و گفتند: خدا ما را بس‌ است‌ و نیکو حمایت‌گری‌ است."از اوصاف‌ برجسته‌ رزمندگان‌ اسلام‌ در طول‌ دفاع‌ مقدس، شجاعت‌ و دلاوری‌ است.رزمندگان‌ اسلام‌ بدون‌ هراس‌ از سلاح‌ و تجهیزات‌ پیشرفته‌ و شمار زیاد نیروهای‌ دشمن، بر صفوف‌ آنان‌ یورش‌ می‌بردند، و بی‌هیچ‌ پروایی، به‌ استقبال‌ خطرهای‌ بی‌شمار جنگ‌ می‌رفتند.شجاعت‌ و قوت‌ رزمندگان‌ اسلام‌ که‌ از ایمان‌ راسخ‌ آنان‌ سرچشمه‌ می‌گرفت، در مقاطع‌ و مراحل‌ مختلف‌ دفاع‌ مقدس‌ ؛ یعنی‌ مقاومت‌ سرسختانه‌ در مقابل‌ تجاوز دشمن، سد کردن‌ پیشروی‌ دشمن‌ در دشت‌های‌ تفتیده‌ جنوب‌ و کوه‌های‌ سر به‌ آسمان‌ ساییده‌ غرب‌ کشور، و بیرون‌ راندن‌ و تعقیب‌ دشمن‌ متجاوز، پیروزی‌های‌ شگرفی‌ را رقم‌ زد.حضرت‌ امام، در طول‌ دفاع‌ مقدس‌ بارها رزمندگان‌ را به‌ وصف‌ شجاعت‌ و دلیری‌ ستود و تأثیر سترگ‌ دلاوری‌ آنان‌ را در آفریدن‌ پیروزی‌ تبیین‌ نمود:"ما و شما دیدیم‌ که‌ در این‌ جنگ‌ تحمیلی‌ که‌ مخالف‌ میل‌ آنان‌ بود، چطور به‌ خصم‌ خیره‌سر فهماندند که‌ در میدان‌ نبرد، رزمندگان‌ شیردلی‌ هستند که‌ بر نیروهای‌ شیطانی‌ آنان، چون‌ عقاب‌ حمله‌ آوردند و جوانان‌ آنان‌ از هیچ‌ قدرتی‌ هراس‌ ندارند و آن‌چنان‌ بر دشمن‌ ضربه‌ زدند که‌ هر چه‌ داشت‌ گذاشت‌ و فرار اختیار کرد." از نظر امام، جوانان‌ رزمنده‌ نه‌ تنها شجاع‌ و دلیر بودند، بلکه‌ به‌ دیگران‌ قوت‌ قلب‌ می‌دادند و شجاعت‌ و دلاوری‌ می‌آموختند:"هر کس‌ آن‌جا)جبهه‌های‌ نبرد( رفته‌ است‌ و آمده‌ است‌ با من‌ ملاقات‌ کرده‌ است، می‌گوید آن‌ها به‌ ما دل‌ می‌دهند و شجاعت‌ می‌دهند، ما می‌رویم‌ که‌ آن‌ها را تشجیع‌ کنیم، می‌بینیم‌ که‌ نه، ما تحت‌ تأثیر آن‌ها واقع‌ می‌شویم‌ و حقیقتاً‌ یک‌ امری‌ است‌ که‌ خدای‌ تبارک‌ تعالی‌ عنایت‌ خاصش‌ را به‌ این‌ها کرده‌ است." به‌ بیان‌ دیگر، شجاعت‌ فرماندهان، اعم‌ از فرماندهان‌ قرارگاه‌ها، لشکرها، تیپ‌ها، گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌ها، در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ مثالی‌ زدنی‌ بود. فرماندهان‌ عالی‌ رتبه، برخلاف‌ عرف‌ نظامیان‌ دنیا، شجاعانه‌ تا عمق‌ مواضع‌ دشمن‌ نفوذ می‌کردند و برای‌ حصول‌ اطمینان‌ بیشتر، خود نیز به‌ شناسایی‌ و ارزیابی‌ دقیق‌ نیرو و تجهیزات‌ دشمن‌ می‌پرداختند:"شب‌ قبل‌ از عملیات‌ بود.)شهید( حسن‌ باقری‌ با شجاعت‌ و روحیه‌ بسیجی‌ که‌ داشت، برای‌ شناسایی‌ در عمق‌ خاک‌ دشمن‌ رفته‌ بود. وقتی‌ از همه‌چیز مطمئن‌ می‌شود، نیروهایش‌ را برای‌ حمله‌ جلو می‌فرستد."یکی‌ از رزمندگان‌ از شجاعت‌ سردار شهید، مهدی‌ باکری‌ در عملیات‌ فتح‌المبین‌ چنین‌ سخن‌ می‌گوید:"شب‌ عملیات‌ هفت‌ ساعت‌ راه‌ باید می‌رفتیم‌ تا به‌ منطقه‌ می‌رسیدیم‌ و دشمن‌ را غافل‌گیر کنیم.حدود شش‌ ساعت‌ راه‌ رفته‌ بودیم‌ که‌ یک‌ دفعه‌ متوجه‌ شدیم، راه‌ را گم‌ کرده‌ایم.به‌ شدت‌ مضطرب‌ شده‌ بودیم، با چند نفر به‌ جلو رفتیم‌ تا راه‌ را پیدا کنیم. من‌ متوجه‌ شدم‌ یک‌ نفر از جلو می‌آید.با خود گفتم‌ حتماً‌ دشمن‌ است، صدا کردم‌ کیستی؟ گفت: من‌ باکری‌ هستم، فوراً‌ به‌ عقب‌ برگرد و نیروها را بیاور. شاید کسی‌ باور نمی‌کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن‌ را دور زده‌ و آمده‌ بود ما را هم‌ ببرید. بعد به‌ ما گفت: نترسید، همه‌ نیروهای‌ دشمن‌ خواب‌ هستند!"
جوانمردی‌
از رموز دیگر، بزرگواری‌ و رعایت‌ حقوق‌ انسانی‌ در دفاع‌ مقدس، برخورد انسانی‌ مشفقانه‌ و محبت‌آمیز رزمندگان‌ با اسیران‌ عراقی‌ است. نیروهای‌ عراقی‌ که‌ تشنه‌ و گرسنه‌ و گاه‌ با تنی‌ مجروح‌ به‌ اسارت‌ در می‌آمدند، به‌ وسیله‌ رزمندگان‌ اسلام‌ سیراب، اطعام‌ و مداوا می‌شدند.حضرت‌ آیت‌اللَّه‌ خامنه‌ای‌ در خاطره‌های‌ خود از جبهه‌ ،در جمع‌ نمازگزاران‌ جمعه‌ فرمود:"من‌ مناظری‌ را دیده‌ام‌ که‌ ذکر یک‌ یک‌ آن‌ها، وقت‌ را می‌گیرد، اما مجموعه‌ای‌ از ایمان، از عشق، از همکاری‌ و برادری، از آمادگی‌ برای‌ شهادت‌ و جانبازی، از شهادت‌ و مردانگی، هم‌ نسبت‌ به‌ برادران‌ و هم‌ مروت‌ و مردانگی‌ نسبت‌ به‌ دشمنان.افسر مجروح‌ عراقی‌ را وقتی‌ می‌آورند، بچه‌های‌ ما ناراحت‌ و مضطربند که‌ تشنه‌ است‌ و نمی‌تواند آب‌ بخورد، چه‌ کنیم؟ به‌ افسر عراقی‌ اسیر گفتم‌ اگر مایلی‌ بگویم‌ آب‌ به‌ تو بدهند، گفت: از ساعتی‌ که‌ مرا دستگیر کرده‌اند تا الاَّن‌ همه‌ چیز به‌ من‌ داده‌اند، آب، چای، سیگار، هر چه‌ خواسته‌ام. افسر مجروح‌ عراقی‌ در بیمارستان‌ بر روی‌ همان‌ تختی‌ و در همان‌ شرایطی‌ به‌ وسیله‌ پزشکان‌ عزیز ما معالجه‌ می‌شود که‌ افسران‌ و درجه‌داران‌ و غیرنظامیان‌ و پاسداران‌ و عناصر رزمنده‌ انقلابی‌ ما بدون‌ تفاوت.. جنگجو و رزمنده‌ مسلمان‌ با شرف‌ است، با غیرت‌ است، با انصاف‌ است، با رحم‌ و شفقت‌ است."اسیران‌ عراقی‌ نیز در خاطره‌هایی‌ که‌ پس‌ از اسارت‌ نگاشته‌اند، به‌ بزرگواری‌ و رفتار انسانی‌ رزمندگان‌ اسلام‌ اعتراف‌ کرده‌اند.یکی‌ از فرماندهان‌ به‌ اسارت‌ در آمده‌ در عملیات‌ بیت‌المقدس‌ در خاطره‌ای‌ می‌گوید:"افسران‌ و سربازان‌ را می‌دیدم‌ که‌ پابرهنه‌ و دربه‌در، با چهره‌های‌ زرد که‌ نشان‌گر اضطراب‌ عمیق‌شان‌ بود،دلواپس‌ سرنوشت‌ خود بودند و به‌ خاطر ذهنیتی‌ که‌ ارتش‌ بعث‌ برای‌شان‌ ساخته‌ بود، ایرانی‌ها را انسان‌هایی‌ بی‌رحم‌ تصور می‌کردند و انتظار مرگ‌ ذلت‌باری‌ را برای‌ خود می‌کشیدند،اما عکس‌ این‌ تصور به‌ زودی‌ معلوم‌ شد. بسیاری‌ از رزمندگان‌ مؤ‌من‌ ایرانی، ما را در آغوش‌ گرفتند. ما به‌ عنوان‌ افسران‌ عالی‌ رتبه‌ عراق، اعتبارمان‌ را نزد سربازان‌ عراقی‌ اسیر از دست‌ دادیم؛ زیرا خلاف‌ آنچه‌ به‌ آنان‌ القأ می‌کردیم، روی‌ داده‌ بود! ارتش‌ اسلامی‌ ایران‌ را سرشار از برخوردهای‌ انسانی‌ و اخلاق‌ بسیار عالی‌ اسلامی‌ که‌ در پیامبر)ص( و یارانش‌ سراغ‌ داشتیم، یافتیم‌ و چیزی‌ برای‌ گفتن‌ نداشتیم."و سرانجام، اوج‌ بزرگواری‌ رزمندگان‌ اسلام‌ را می‌توان‌ در نجات‌ برخی‌ نیروهای‌ گرفتار آمده‌ در باتلاق‌های‌ ساحل‌ فاو در عملیات‌ والفجر 8 که‌ از موارد نادر جنگ‌هاست، مشاهده‌ کرد. در حالی‌ که‌ انهدام‌ نیروهای‌ دشمن‌ از اهداف‌ بسیاری‌ از نیروهای‌ نظامی‌ است، زرمندگان‌ اسلام‌ هنگامی‌ که‌ می‌بینند برخی‌ نیروهای‌ دشمن، مستأصل‌ شده‌ و در حال‌ فرورفتن‌ در باتلاق‌اند، آنان‌ را نجات‌ می‌دهند و به‌ اسارت‌ درمی‌آورند:"نیروها پس‌ از فتح‌ و پشت‌سر گذاشتن‌ تعدادی‌ خاکریز و دژهای‌ مستحکم‌ در حدود ساعت‌ 10 صبح، چهل‌ نفر از افراد دشمن‌ را به‌ اسارت‌ درآورده‌ و به‌ عقب‌ تخلیه‌ می‌نمایند، و همچنین، قسمت‌ اعظمی‌ از ساحل‌ خور عبداللَّه‌ را تحت‌ کنترل‌ می‌گیرند.نیروهای‌ اسلام‌ حدود هزار جفت‌ پوتین‌ در منطقه‌ای‌ از ساحل‌ مشاهده‌ می‌کنند که‌ به‌ صورتی‌ دوبه‌دو چیده‌ شده‌ است. کمی‌ آن‌طرف‌تر، نیروهایی‌ از دشمن‌ دیده‌ می‌شوند که‌ تا نیمی‌ از بدن‌ در گل‌و لای‌ فرو رفته‌ و سرگردان‌ و حیرت‌ زده‌ به‌ انتظار نجات‌ در ساحل‌ نشسته‌اند... آن‌ها به‌ دلیل‌ خستگی‌ مفرط‌ ناشی‌ از پیاده‌روی‌ زیاد در گل‌ولای، با مشاهده‌ استقبال‌ نیروهای‌ اسلام، اظهار تسلیم‌ و پناهندگی‌ می‌کنند.سراسر بدن‌ آنان‌ را لایه‌ای‌ از گل‌ فراگرفته‌ و نفس‌ زنان‌ و به‌ دشواری‌ در ساحل‌ باتلاقی‌ گام‌ برمی‌دارند و با چهره‌ای‌ زبون‌ تنها چشم‌ به‌ رزمندگان‌ اسلام‌ مستقر در خشکی‌ دوخته‌اند.برخی‌ به‌ زمین‌ می‌خزند و با سر صورتی‌ گل‌آلود دوباره‌ برخاسته‌ به‌ راه‌ ادامه‌ می‌دهند. پاره‌ای‌ نیز به‌ حالتی‌ بیهوش‌ و یا رو به‌ مرگ‌ و در سطح‌ باتلاق‌ فرو می‌غلتند... برادران‌ برای‌ نجات‌ آنان،از طناب‌ کمک‌ می‌گیرند و به‌ افرادی‌ که‌ توان‌ حرکت‌ ندارند، یاری‌ می‌دهند تا از گل‌ولای‌ رهایی‌ یابند.. . سرانجام‌ برادران‌ به‌ وسیله‌ طناب‌ و دیگر وسایل‌ موجود، موفق‌ می‌شوند،اکثریت‌ افراد فوق‌ را از باتلاق‌ بیرون‌ آورده‌ و ضمن‌ تغذیه‌ و رفع‌ تشنگی‌ و تعویض‌ لباسهای‌شان، آنان‌ را به‌ عقب‌ تخلیه‌ کنند."
برادری‌
اخوت‌ و همدلی‌ در دوران‌ دفاع‌ مقدس، تجلی‌ خیره‌ کننده‌ای‌ یافت.رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ پیروی‌ از قرآن‌ کریم، در برابر دشمن،با صلابت‌ و پایداری‌ و شدت‌ برخورد می‌کردند،و با یکدیگر، در کمال‌ صمیمیت، مهربانی‌ و همدلی‌ رفتار می‌کردند.برخورد متواضعانه‌ و برادرانه‌ فرماندهان‌ با نیروهای‌ تحت‌ امر، و نیز،عشق‌ و محبت‌ زایدالوصف‌ نیروها به‌ فرماندهان‌ و رفتار بی‌پیرایه‌ و صادقانه‌ رزمندگان‌ با یکدیگر، جبهه‌های‌ نبرد را به‌ کانون‌ بزرگ‌ محبت، صفا و برادری‌ تبدیل‌ کرده‌ بود که‌ گرمی‌ آن، روز به‌ روز اعضای‌ جدیدی‌ را به‌ خود جذب‌ می‌کرد.آنان‌ که‌ برای‌ اولین‌ بار رهسپار جبهه‌ می‌شدند، برادری‌ دینی‌ حاکم‌ در میان‌ رزمندگان‌ را آن‌ چنان‌ زیبا و دوست‌داشتنی‌ می‌یافتند که‌ تا مدت‌ها خانه‌ و کاشانه‌ و خانواده‌ را از یاد می‌بردند.اخوت‌ و برادری، روح‌ تعاون‌ و همکاری‌ را در رزمندگان‌ می‌دمید و آنان‌ را برای‌ برداشتن‌ باری‌ از دوش‌ جنگ‌ و گامی‌ به‌ سوی‌ پیروزی،به‌ یاری‌ هم‌سنگران‌ و فرماندهان‌ وامی‌داشت.برداری‌ دینی،یک‌ ارزش‌ تأثیر گذار در پیروزی‌های‌ دفاع‌ مقدس‌ به‌ حساب‌ می‌آمد و رزمندگان‌ اسلام‌ اعم‌ از ارتشی، سپاهی‌ و بسیجی‌ را به‌ رغم‌ آموزش‌ها، شیوه‌ها و سازمان‌های‌ متفاوت‌ در صف‌ واحد قرارداد و هرگز نگذاشت‌ این‌ عناوین‌ میان‌ آنان‌ جدایی‌ و تفرقه‌ بیفکند. حضرت‌ امام،پس‌ از فتح‌ خرمشهر و عملیات‌ پیروز بیت‌المقدس، درباره‌ برادری‌ حاکم‌ در جبهه‌ها فرمود:"اشخاصی‌ که‌ رفت‌وآمد می‌کنند از روحانیون، دیگران، برای‌ من‌ نقل‌ می‌کنند، اعجاب‌ دارم‌ از این‌ برادری‌ که‌ همه‌ گروه‌ها با هم‌ دارند، که‌ گاهی‌ گفته‌ می‌شود که‌ وقتی‌ که‌ انسان‌ وارد می‌شود آن‌جا و نمی‌شناسد، اصلاً‌ نمی‌تواند تمیز بدهد که‌ کدام‌ ارتشی‌اند،کدام‌ سپاهی‌اند،کدام‌ بسیجی‌اند. این‌ طور با هم‌ مربوط‌ و با هم‌ هستند و همین‌ معناست‌ که‌ خدای‌ تبارک‌ و تعالی‌ شماها را و همه‌ ما را مورد عنایت‌ قرار داده‌ است، و همین‌ نصرت‌ الهی‌ است."مسأله‌ برادری‌ و یکدلی‌ چندان‌ برای‌ رزمندگان‌ جاذب‌ و مهم‌ می‌نمود که‌ گاه‌ دو به‌ دو یا به‌ صورت‌ گروهی‌ عقد اخوت‌ می‌بستند و صیغه‌ برادری‌ می‌خواندند. رزمنده‌ای‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: "وقتی‌ نماز مغرب‌ در نمازخانه‌ چهارده‌ معصوم‌ لشکر امام‌ حسین‌ تمام‌ شد، امام‌ جماعت‌ پیشنهاد فوق‌العاده‌ای‌ مطرح‌ کرد:هر کس‌ دست‌ راست‌ برادر کنارش‌ را بگیرد و این‌ دعایی‌ را که‌ می‌خوانم‌ تکرار کند،عقد اخوت‌ بین‌ آنان‌ بسته‌ شد.فردای‌ آن‌ شب، اخوت‌ و انس‌ دیگری‌ بین‌ ما حاکم‌ شده‌ بود.ما همه‌ برادر همدیگر شده‌ بودیم‌ و رابطه‌ عاطفی‌ و نزدیکی‌ بین‌ خود احساس‌ می‌کردیم، پس‌ از آن‌ بود که‌ در انجام‌ امور جاری‌ از قبیل‌ نظافت، شستن‌ ظروف، نگهبانی‌ و حتی‌ واکسن‌ زدن‌ پوتین‌ها از همدیگر سبقت‌ می‌گرفتیم."از جلوه‌های‌ اخوت‌ و همدلی، عششق‌ و علاقه‌ نیروها به‌ فرماندهانشان‌ بود.رفتار و سیرت‌ فرماندهان، از فرمانده‌ دسته‌ گرفته‌ تا فرمانده‌ لشکر، در برخورد با نیروهای‌ تحت‌ امر چندان‌ محبت‌آمیز و دوستانه‌ و متواضعانه‌ بود که‌ نیروها را شیفته‌ آنان‌ کرده‌ بود.برخی‌ رزمندگان، فرماندهان‌ خود را حتی‌ از خویشان‌ خود عزیزتر و گرامی‌تر می‌داشتند.لحظه‌های‌ حضور فرمانده‌ در میان‌ نیروها، لحظه‌های‌ با شکوه‌ و به‌یاد ماندنی‌ براردی‌ دینی‌ در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ است. رزمندگان‌ با دیدن‌ فرمانده‌ خود آن‌چنان‌ به‌ وجد و شعف‌ و شادی‌ می‌آمدند که‌ سر از پا نمی‌شناختند:"بسیجیان‌ چنان‌ فرمانده‌ خود را در میان‌ گرفته‌اند که‌ وی‌ دیده‌ نمی‌شود.لحظه‌ای‌ بعد فرمانده‌ لشکر بر روی‌ دوش‌ افراد ظاهر می‌گردد؛ در حالی‌ که‌ سعی‌ می‌کند از شرمندگی‌ و خجالت‌ ناشی‌ از چنین‌ استقبال‌ و محبوبیتی، به‌ نحوی‌ بگریزد، اما باز نیروها دور وی‌ را می‌گیرند و به‌ هر شکل‌ سعی‌ می‌کنند او را در آغوش‌ بگیرند و بر رویش‌ بوسه‌ بزنند و از این‌ بابت‌ از یکدیگر سبقت‌ می‌گیرند.در این‌ میان‌ افرادی‌ دیده‌ می‌شوند که‌ چون‌ امکان‌ روبوسی‌ نمی‌یابند، به‌ لباس‌ فرمانده‌ دست‌ می‌کشند و به‌ صورت‌ خود می‌مالند.بعضی‌ دیگر با سرعت‌ به‌ دنبال‌ ایشان‌ دویده‌ و به‌ زمین‌ می‌خورند، و باز بلند می‌شوند و مجدا در پی‌ او حرکت‌ می‌کنند. سرانجام، فرمانده‌ خود را از داخل‌ جمعیت‌ بیرون‌ می‌کشد و به‌ طرف‌ مقرش‌ رهسپار می‌شود."
خودگذشتگی‌
دفاع‌ مقدس، گستره‌ای‌ را برای‌ آفریدن‌ عالی‌ترین‌ صحنه‌های‌ باشکوه‌ از خودگذشتگی‌ و ایثار، فراروی‌ رزمندگان‌ اسلام‌ قرار داد. هر چند، زندگی‌ راحت‌ را رها کردن‌ و خود را در کانون‌ خطر از دست‌ دادن‌ جان‌ قرار دادن‌ و سختی‌های‌ دفاع‌ را به‌ جان‌ خریدن، کافی‌ است‌ تا همه‌ رزمندگان‌ اسلام‌ را ایثارگر بدانیم‌ و بنامیم، اما ایثارگری‌ برخی‌ از این‌ نیز فراتر می‌رفت.اینان‌ در خطرپذیری‌ از دیگران‌ سبقت‌ می‌جستند، در سختی‌ها و تنگناهای‌ نبرد بر دیگران‌ پیشی‌ می‌گرفتند و در محرومیت‌ها پیشگام‌ بودند.مرتبه‌ نازل‌ ایثارگری‌ رزمندگان‌ اسلام، در ایثار مال‌ جلوه‌ می‌کرد.بدیهی‌ است‌ هر که‌ آماده‌ ایثار چیزی‌ گران‌بهاتر باشد، از چیز کم‌بهاتر به‌ آسانی‌ درگذرد، اما ایثار اندک‌ مالی‌ که‌ یک‌ رزمنده‌ با خود به‌ جبهه‌ آورده‌ است،یا یک‌ آزاده‌ در اسارت‌ اندوخته‌ است‌ نیز بسی‌ با شکوه‌ و پر ارج‌ است. حضرت‌ امام، هم‌زمان‌ با عمیات‌ کربلای‌ 5 در پیامی‌ با اشاره‌ به‌ روح‌ سبقت‌جویی‌ ملت‌ ایران‌ در مسیر الی‌اللَّه، رزمندگان‌ را به‌ خاطر کمک‌ مالی‌ به‌ سیل‌زدگان‌ می‌ستاید:"ملت‌ ما کمربندها را محکم‌ بسته‌اند و از زن‌ و مرد و پیر و جوان، همه‌ و همه، به‌ جز تعداد انگشت‌شماری‌ منافق‌ خودفروخته‌ جاسوس‌ و سایر وابستگان‌ به‌ استکبار جهانی، در صحنه‌ نبرد حق‌ در برابر باطل‌ ایستاده‌اند و بر یکدیگر سبقت‌ می‌جویند و کدام‌ سبقتی‌ در مسیر الی‌اللَّه‌ بالاتر از این‌ که‌ سیل‌زدگان‌ محصور در فکر کمک‌ به‌ جبهه‌اند و رزمندگان‌ در صحنه‌ نبرد هم‌ بضاعت‌ مالی‌ خود را به‌ سیل‌زدگان‌ تقدیم‌ می‌کنند. "حضرت‌ آیة‌اللَّه‌ خامنه‌ای‌ نیز ایثارگری‌ یک‌ رزمنده‌ مؤ‌من‌ را در صحنه‌ نبرد در دادن‌ پاداش‌ خود به‌ جنگ‌زدگان‌ و مستضعفان، شگفت‌ و عجیب‌ می‌داند:"در یکی‌ از جبهه‌ها، بعد از آن‌ که‌ از خطوط‌ برادران‌ نظامی‌ دیدن‌ کردیم‌ و وضع‌ آن‌ها را که‌ با روحیه‌ بسیار عالی‌ در مقابل‌ دشمن‌ مقاومت‌ می‌کردند، دیدیم، بعد که‌ برمی‌گشتیم‌ یک‌ برادر سربازی‌ آمد پیش‌ من، من‌ فکر کردم‌ او احتیاجی‌ دارد، سفارش‌ می‌خواهد، گرفتاری‌ای‌ دارد. گوش‌ کردم‌ که‌ حرفش‌ را بزند. این‌ برادر نظامی‌ دست‌ کرد در جیب، مبلغی‌ پول- سه‌هزار تومان‌ فکر می‌کنم‌ -از جیب‌ خودش‌ درآورد، گفت: این‌ فوق‌العاده‌ من‌ است- به‌ سربازانی‌ که‌ در خط‌ هستند، پولی‌ به‌ عنوان‌ فوق‌العاده‌ می‌دهند - و من‌ می‌خواهم‌ این‌ را در راه‌ خدا تقدیم‌ کنم‌ و شما این‌ را به‌ مستضعفین‌ یا به‌ جنگ‌زده‌ها برسانید؛ در حالی‌ که‌ من‌ از شدت‌ هیجان‌ نمی‌توانستم‌ بر اعصاب‌ خودم‌ مسلط‌ بشوم؛ از مشاهده‌ این‌ منظره‌ عجیب‌ که‌ جوانی‌ در میدان‌ جنگ‌ جان‌ خودش‌ را آورده‌ فداکارانه‌ و بی‌دریغ‌ در راه‌ خدا بدهد، پول‌ خودش‌ را هم‌ در راه‌ خدا دارد می‌دهد، نه‌ فقط‌ توقعی‌ ندارد، بلکه‌ کمک‌ هم‌ می‌کند." اوج‌ ایثار مال‌ را باید در آینه‌ ایثارگری‌ برخی‌ آزادگان‌ مشاهده‌ کرد.اینان، اندک‌ حقوق‌ دوران‌ اسارت‌ خویش‌ را برای‌ هم‌رزمان‌ بیمار و جانباز هزینه‌ می‌کردند و حتی‌ برای‌ هم‌وطنان‌ آسیب‌دیده‌ از زلزله‌ می‌فرستادند. یکی‌ از آزادگان‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:"اگر چیزی‌ داشتید در عین‌ احتیاج‌ به‌ دیگران‌ می‌دادند و... هر اسیر ماهیانه‌ 35 تومان‌ حقوق‌ می‌گرفت.بعضی‌ از برادران‌ بودند که‌ 25 تومان‌ از حقوق‌ خود را در اختیار بیماران‌ و جانبازان‌ قرار می‌دادند تا با تهیه‌ دارو و شیرخشک‌ زودتر بهبود یابند.""در یکی‌ از روزهای‌ سخت‌ اسارت، خبر زلزله‌ رودبار را شنیدیم.عراقی‌ها با این‌ حادثه، کلی‌ آب‌ و تاب‌ داده، تلفات‌ آن‌ را چند برابر کردند. چند روز بعد هیئت‌ طلیب‌ سرخ‌ برای‌ بازدید آمد و اخبار نسبتاً‌ دقیقی‌ از تلفات‌ و محل‌ زلزله‌ به‌ ما داد. حس‌ نوع‌دوستی‌ و وظیفه‌ اسلامی‌ باعث‌ شد که‌ تعدادی‌ از برادران‌ به‌ ایران‌ نامه‌ نوشته‌ و چند ماه‌ از حقوق‌ خود را به‌ زلزله‌زدگان‌ اختصاص‌ دهند."
دنیاگریزی‌
از عوامل‌ شکست‌ و ناکامی‌ در عرصه‌ جهاد و دفاع، وابستگی‌ به‌ جهان‌ مادی‌ و دنیادوستی‌ است.از نظر قرآن‌ کریم،دنیا دوستی‌ و دل‌خوش‌ کردن‌ به‌ حیات‌ دنیا، شوق‌ به‌ جهاد و دفاع‌ را در دل‌ می‌میراند،آدمی‌ را به‌ کندی‌ و سنگینی‌ وامی‌دارد و از رفتن‌ به‌ مصاف‌ با دشمن‌ منصرف‌ می‌سازد. همچنین، آن‌ که‌ محبت‌ دنیا را در دل‌ دارد، اگر به‌ طور موقت‌ بر وسوسه‌ دنیادوستی‌اش‌ سرپوش‌ نهد و در میدان‌ نبرد حضور یابد، آن‌جا که‌ مظاهر دنیا جلوه‌ کند و رخی‌ نشان‌ دهد، به‌ آن‌ رو می‌کند یا اگر سختی‌ نبرد او را در تنگنا افکند، پشت‌ به‌ دشمن‌ می‌کند،تا جان‌ را از مهلکه‌ بیرون‌ ببرد، و به‌ حیات‌ دنیوی‌ ادامه‌ دهد.پس، بی‌اعتنایی‌ به‌ دنیا و فریفته‌ نشدن‌ به‌ جلوه‌های‌ زوگذر آن، از عوامل‌ پیروزی‌ در صحنه‌ نبرد است.آن‌که‌ دل‌ به‌ محبت‌ دنیا نسپرده‌ و شیفته‌ حیات‌ جاودان‌ آخرت‌ است، آن‌گاه‌ که‌ برای‌ دفاع‌ در مقابل‌ دشمن‌ فراخوانده‌ می‌شود، سبکبال‌ و مشتاق، لباس‌ رزم‌ می‌پوشد و به‌ آسانی‌ از هر آنچه‌ می‌خواهد او را وابسته‌ و زمین‌گیر کند، درمی‌گذرد و هنگام‌ نبرد نیز تسلیم‌ وسوسه‌های‌ رنگارنگ‌ و زیبانمای‌ دنیا نمی‌گردد.از این‌ رو، از جهت‌ دنیادوستی، میدان‌ نبرد را رها نمی‌کند و از رویارویی‌ با دشمن‌ رویگردان‌ نمی‌شود.از ارزش‌هایی‌ که‌ رزمندگان‌ اسلام‌ در دفاع‌ مقدس‌ بدان‌ متصف‌ بودند، بی‌اعتنایی‌ به‌ دنیا و مظاهر فریبنده‌ آن‌ است. رزمندگان‌ اسلام‌ در دوران‌ نوجوانی‌ و جوانی‌ و اوان‌ ظهور خواسته‌های‌ بی‌شمار مادی، به‌ همه‌ لذت‌های‌ دلفریب‌ دنیا پشت‌پا زدند و حضور در جبهه‌ و دفاع‌ از میهن‌ و نظام‌ اسلامی‌ را ترجیح‌ دادند. بی‌گمان، بدون‌ دل‌ بریدن‌ از دنیا و دل‌بستن‌ به‌ آخرت، رزمندگان‌ هیچ‌گاه‌ توفیق‌ آفرینش‌ حماسه‌های‌ سترگ‌ و ماندگار دفاع‌ مقدس‌ را نمی‌یافتند. امام‌ که، خود، اسوه‌ کم‌نظیر بی‌اعتنایی‌ به‌ دنیا بود، ناچیز شمردن‌ زندگی‌ دنیا را برای‌ رزمندگان‌ اسلام،پیروزی‌ می‌دانست‌ و آن‌ را قدرتی‌ نفسانی‌ برمی‌شمرد:"برادران! شما در جبهه‌ بر نفش‌ خودتان‌ غلبه‌ کردید و زندگی‌ را زندگی‌ ابدی‌ دانستید و این‌ زندگی‌ حیوانی‌ طبیعی‌ را ناچیز شمردید. شما الاَّن‌ پیروز هستید و - پیروزی‌ شما - مادامی‌ که‌ این‌ قدرت‌ نفسانی‌ در شماست، مادامی‌ که‌ چنین‌ ایده‌ الهی‌ در شماست‌ پیروزید، چه‌ شکست‌ بخورید به‌ حسب‌ صورت‌ و به‌ حسب‌ عوامل‌ مادی‌ و چه‌ پیشرفت‌ بکنید."حضرت‌ امام،در جای‌ دیگر، ارزش‌ بی‌اعتنایی‌ رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ دنیا را این‌گونه‌ می‌ستاید:"آن‌ که‌ دارد برای‌ شهادت‌ می‌رود، به‌ او بگویی‌ که‌ مثلاً‌ مالت‌ را دزد برده‌ است، او اصلاً‌ اعتنا به‌ این‌ حرف‌ ندارد؛ به‌ او بگویی‌ که‌ قیمت‌ چیز گران‌ است، او که‌ نرفته‌ برای‌ این‌ که‌ غنیمتی‌ بیارود. غنیمتی‌ که‌ او می‌خواهد بیاورد آن‌ غنیمتی‌ است‌ که‌ هیچ‌ زوال‌ ندارد، آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ شکست‌ ندارد، آن‌ کاری‌ است‌ که‌ از دست‌ هیچ‌کس‌ برنمی‌آید، جز از دست‌ خدا تبارک‌ و تعالی."هم‌ایشان‌ همچنین، شجاعت‌ و نترسیدن‌ از جنگ‌ را از آثار بی‌اعتنایی‌ رزمندگان‌ به‌ دنیا و بسنده‌ کردن‌ به‌ یک‌ زندگی‌ عادی‌ و متوسط‌ می‌داند:"آن‌ که‌ با یک‌ زندگی‌ متوسط‌ ساخته‌ است، از جنگ‌ نمی‌ترسد. پاسدارهای‌ ما که‌ یک‌ زندگی‌ عادی‌ هم‌ کمتر دارند، از جنگ‌ نمی‌ترسند. ارتش‌ ما که‌ یک‌ زندگی‌ عادی‌ دارد، از جنگ‌ نمی‌ترسد."
شهادت‌خواهی‌
شهادت‌طلبی‌ رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عامل‌ مؤ‌ثر معنوی، از امتیازهای‌ جبهه‌ حق، در برابر جبهه‌ باطل‌ بود.در این‌ سوی‌ جبهه، مدافعانی‌ بودند که‌ کشته‌ شدن‌ در میدان‌ جنگ‌ را حیات‌ و افتخار می‌دانستند و در آن‌ سوی‌ جبهه، مهاجمانی‌ بودند که‌ از مرگ‌ گریزان‌ بودند و آن‌ را هلاکت‌ و بیهوده‌ می‌دیدند.ثمره‌ این‌ اختلاف‌ نظر و تفاوت‌ دیدگاه‌ نسبت‌ به‌ مرگ، وجود اشتیاق‌ و انگیزه‌ برای‌ نبرد در مدافعان‌ و بی‌رغبتی‌ و بی‌انگیزگی‌ نسبت‌ به‌ جنگ‌ در مهاجمان‌ بود و مسلم‌ است‌ که‌ دیدگاه‌ یک‌ رزمنده‌ و جنگجو نسبت‌ به‌ مرگ، تا چه‌ اندازه‌ در جنگیدنش‌ مؤ‌ثر است.امام‌ خمینی، به‌ عنوان‌ فردی‌ کاملاً‌ آشنا به‌ روحیه‌ها و اوصاف‌ رزمندگان‌ اسلام، عنصر شهادت‌طلبی‌ و عشق‌ به‌ شهادت‌ را از بارزترین‌ این‌ اوصاف‌ برمی‌شمارد و آن‌ها را بارها بدین‌ خاطر می‌ستاید.ایشان‌ با اشاره‌ به‌ این‌ که‌ بسیاری‌ از رزمندگان‌ از ایشان‌ درخواست‌ می‌کنند که‌ برای‌ شهادتشان‌ دعا کنند، روحیه‌ شهادت‌طلبی‌ را از عوامل‌ مهم‌ پیروزی‌ ملت‌ ایران‌ در برابر دشمنان‌ می‌داند:"بسیاری‌ از این‌ها که‌ می‌آیند پیش‌ من‌ گریه‌ می‌کنند که‌ شما دعا بکنید که‌ ما شهید بشویم‌ و من‌ دعا می‌کنم‌ که‌ پیروز بشوند.یک‌ همچو روحیه‌ای‌ وقتی‌ که‌ در یک‌ فرد یا افراد پیدا شد، دیگر پیروز است‌ و این‌ روحیه‌ بود که‌ پیدا شد و این‌ روحیه‌ در پناه‌ اسلام‌ پیدا شد. هیچ‌ مکتب‌ دیگری‌ نمی‌تواند این‌ طوری‌ درست‌ کند که‌ گریه‌ کند که‌ بگوید من‌ کشته‌ بشوم! دیروز یک‌ کسی‌ که‌ پایش‌ از این‌جا قطع‌ شده‌ بود، عصا زیر بلغلش‌ گذاشته‌ بود، آمده‌ این‌جا، من‌ باهاش‌ مصافحه‌ کردم، گفت: دعا کنید من‌ شهید بشوم. این‌ روحیه‌ در اثر اسلام‌ است."معظم‌ له، پس‌ از عملیات‌ محرم‌ در جمع‌ مسؤ‌ولان‌ نظام‌ و فرماندهان‌ عالی‌ ارتش‌ و سپاه‌ می‌فرماید:"اگر نبود این‌ جوان‌ها و این‌ رزمنده‌هایی‌ که‌ همه‌ عشق‌ به‌ موت‌ دارند،از همه‌ قشرهایی‌ که‌ هستند،از ارتش‌ و سپاه‌ و بسیج‌ و سایرین‌ و عشایر و سایر مردم‌ که‌ همه‌ با هم‌ بودن‌ ملت‌ را مرهون‌ روحیه‌ شهادت‌طلبی‌ زنان‌ و مردان، بویژه‌ رزمندگان‌ می‌داند:"ملتی‌ که‌ شهید در راه‌ اسلام، هم‌ از بانوان‌ دارد و هم‌ از مردها، شهادت‌ را هم‌ بانوان‌ طلب‌ می‌کنند و هم‌ مردها، آسیب‌ نخواهد دید.""با این‌ روحیه)ای‌ (که‌ سربازهای‌ ما دارند و پاسدارهای‌ ما دارند و آن‌هایی‌ که‌ حفاظت‌ این‌ کشور را می‌کنند، این‌ روحیه‌ را دارند که‌ روحیه‌ بسیار ارزشمندی‌ است‌ و شهادت‌طلبی‌ است‌ و خود را به‌ حلقوم‌ مرگ‌ انداختن‌ برای‌ نجات‌ اسلام‌ و نجات‌کشور)است(...مطمئین‌ باشید که‌ این‌ کشور بیمه‌ است."از نظر ایشان، عششق‌ رزمندگان‌ به‌ شهادت، از الطاف‌ الهی‌ و قدرت‌ غیبی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد:"این‌ قدرت‌ خدای‌ تبارک‌ و تعالی‌ است‌ که‌ جوان‌های‌ ما را عاشق‌ شهادت‌ کرده‌ است‌ که‌ این‌ عزیزان‌ بیایند این‌جا و از آن‌ها کسانی‌ اصرار کنند که‌ من‌ دعا کنم‌ شهید بشوند و من‌ به‌ آن‌ها عرض‌ می‌کنم‌ که‌ پیروز باشید و ان‌شأاللَّه‌ ثواب‌ شهید دارید."و سرانجام، حضرت‌ امام‌ خمینی،دشمنان‌ را مورد خطاب‌ قرار می‌داد و می‌فرمود:"شما ملتی‌ راه‌ که‌ معلولان‌شان‌ در تخت‌های‌ بیمارستان‌ها آرزوی‌ شهادت‌ می‌کنند و یاران‌ را به‌ شهادت‌ دعوت‌ می‌کنند،نشناخته‌اید.""الاَّن‌ در تمام‌ کشور در صحنه، مردم، موجودند و با مشت‌های‌ گره‌کرده‌ ایستاده‌اند در مقابل‌ شما)دشمنان‌ بعثی(؛ ملتی‌ که‌ جوانش‌ هر دو پایش‌ را از دست‌ داده‌ و او را خواباندند و آوردند پیش‌ من، مع‌ذلک‌ می‌گوید که‌ دعا کنید که‌ من‌ شهید بشوم؛ ملتی‌ که‌ مادر شهید می‌آید و می‌گوید من‌ اولاد دیگری‌ هم‌ دارم‌ و برای‌ شهادت‌ حاضرم‌ بدهم."
نتیجه‌
از آنچه‌ گذشت‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت:
اولا، در رزمندگان‌ اسلام‌ صفات‌ نیک‌ انسانی‌ وجود داشت. این‌ صفات‌ به‌ دلیل‌ فضای‌ معنوی‌ پدید آمده‌ پس‌ از انقلاب‌ در آن‌ ها ظاهر شده‌ بود.
ثانیا، این‌ صفات‌ به‌ پیروزی‌ آنان‌ در مقابل‌ ارتشی‌ تا بن‌ دندان‌ مسلح‌ انجامید؛ حضرت‌ امام‌ و مقام‌ معظم‌ رهبری‌ به‌ تأثیر این‌ صفات‌ در پیروزی‌ رزمندگان‌ اسلام‌ اشاره‌ داشته‌ اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 16:5  توسط سینا  |